شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

390

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

حكمت عارف و دانا بود . 73 ، 2 - حكايت مىكنند كه در ناحيهء بيهق متكلمى علوى بود اصل از نيشابور كه حفظ ظاهر علم كلام مىكرد و بس « 2 » ، روزى پيش حكيم در آمد ، و حكيم را به خاطر رسيد كه اين از دانايان اهل بيهق و فضلاى آن خواهد بود ، پس حكيم او را « 3 » به سخن در آورد و او به طريق طيب و تحقيق فصلى را از ظاهر كلام خواند و سه مرتبه تكرار نمود چنانچه در مدرسه‌ها مسائل را تكرار مىكنند . حكيم دانست كه در علم و دانش كم بضاعت و كم رتبه است . گفت : اى سيد ، به چه چيز دانستى كه تو انسانى ؟ او گفت : اين را در كتاب خود خوانده‌ام . حاضران را خنده آمد . او برخاست و بر آمد و گفت : اين حكيم از من مشكلات مخروطات را پرسيد و گفت به چه چيز شناختى كه تو انسانى ، من متكلم بودم ، علم به مخروطات نداشتم . بعضى كه پيش او حاضر بودند گفت اى علم به مبسوطات نيز ندارى . 74 - ابو سهل نيلى نيشابورى [ 353 - 420 ه ] 74 ، 1 - غالب بر و علم طب بود ، مسائل حنين را شرح كرده بود در چند جلد و دانا بود به اقسام علوم معقوله . 75 - ابو القاسم حسين بن فضل راغب [ سدهء 4 هجرى ] 75 ، 1 - از حكماى اسلام بود ، اوست كه جمع ساخته است ميان شريعت و حكمت در تصانيف خود ، و او را تصنيف بسيارست از آن جمله غرة -

--> ( 2 ) - اساس : « و بس » ندارد . ( 3 ) - اساس : « او را » ندارد .